عبد الجليل قزوينى رازى
227
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
پدر عاقّى باشد و مذهب بفروختن از پرنفاقى « 1 » باشد نعوذ باللّه منهما « 2 » . امّا از شعراء متقدّمان « 3 » كه بىشبهت شيعى معتقد و مستبصر بودهاند و متأخّران از پارسيان و تازيان . اوّلا حسّان ثابت بود كه تظاهر « 4 » كرد و او را در أمير المؤمنين و غزوات او اشعار بسيار است روز فتح خيبر گويد : و كان علىّ أرمد العين يبتغى * دواءا فلمّا لم يحسّ مداويا الى آخرها . و بديگر جا مىگويد « 5 » : يا حبّذا دوحة فى الخلد نابتة * ما قبلها نبتت فى الخلد من شجر و در روز غدير خمّ گويد : يناديهم يوم الغدير نبيّهم * بخمّ و أسمع بالرّسول مناديا تا آخر ، و بذكر همهء اشعار او بنتوان رسيد اگر بحقيقت گفت و اگر بمجاز « 6 » ، بعد از آن فرزدق شاعر شيعى بود كه اين قصيدهء غرّاء در حقّ زين العابدين ميگويد : هذا الّذى تعرف البطحاء و طأته * و البيت يعرفه و الحلّ و الحرم الى آخرها . و كميت بن زيد الأسدى است كه سيّد عليه السّلام در حقّ او گفته است : قائل الىّ فى الجنّة « 7 » و هاشميّات بأسرها او راست در آل مصطفى عليهم السّلام ، و
--> ( 1 ) - ث ب : « اربر امامى » ح : « نفاقى » . ( 2 ) - نسخ : « منها » و مرجع ضمير « عاقى و « پرنفاقى » سابق الذكر است . ( 3 ) - براى ملاحظهء تراجم شعراء متقدّم و متأخر مذكور رجوع شود بتعليقهء 101 . ( 4 ) - ث : « به ظاهر » م : « نظم » ب : « بطه » ح د ندارند . ( 5 ) - نسبت اين شعر را با ذيلش كه قطعهايست به « حسان » در جائى نديدهام چنان كه در ص 234 چاپ اول كتاب بيان كردهام . ( 6 ) - اشاره بتحقيق معنى تظاهر مذكور در سابق است توضيح مطلب آنكه حسان بن ثابت چون اخيرا از امير المؤمنين عليه السلام اعراض كرده است و از اين روى او را عثمانى گويند بكلمهء « تظاهر » از اين مطلب تعبير كرد . ( 7 ) - م ب : « قائلها الى الجنة » و اين دو نسخه بحسب ظاهر به نظر درست ميآيد و شايد چنين كلامى بيكى از حضرات معصومين عليهم السلام در كتابى دربارهء قطعهاى يا قصيدهاى از كميت نقل شده و مصنف ( ره ) از آن نقل كرده است با ظهور اينكه مراد از « سيد عليه السلام » فقط خاتم الانبياء ( ص ) » است ، و شايد نسبت اين كلام به آن حضرت در رؤياى يكى از صلحا بوده است چنان كه رؤيائى در ترجمهء كميت در اختيار رجالكشى در خصوص هاشميات نقل شده است در هرصورت من شخصا بچنين كلامى دربارهء كميت برنخوردهام فراجع آن شئت .